|
آن مرد عاشق بود.... آن بازی عشق و آن حریف خدا. آن مرد زمین را سبز می خواست. دل را سبز می خواست و انسان را سبز، زیرا بهشت سبز است و روح سبز و ایمان سبز... اما سبزی را بهایی است به غایت سرخ. و از این رو بود كه آن مرد، سرخ را برگزید، كه عشق سرخ است و آتش سرخ و عصیان سرخ . و از میان تمامی سرخان، خون را برگزید. نه این خون رام آرام سر به زیر فروتن را ، آن خون عاصی عاشق را. آن خون كه فواره است و فریاد. او خون خویش را برگزید كه بازی سخت سرخ و سخت خونین بود. آن مرد حسین بود و آن بازی كربلا و آن یار، خدا.
|
در مورد من
سلام من متولد شهريور سال 1386، دانشجوي رشته كامپيوتر هستم. آرشیودی 1387آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 پیوندهای وبلاگ
سنگ مهربون من |